ایران امروز
  
 با دوستان مروت   با دشمنان مدارا
 
تیر 1388
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
 
بایگانی نوشته ها
دسته بندی یادداشت ها

آموزش زبان انگلیسی Extra آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
شنبه 28 خرداد ماه سال 1384
بدون تعارف ، ما شکست خوردیم.


به همین راحتی و با تمام تلاشی که کردیم شکست خوردیم. من نه تنها از این شکست نارحت نیستم بلکه خوشحالم هستم. اشتباهاتی داشتیم که باید بنشنیم و خوب فکر کنیم. بدانیم مشکل کارمان از کجا بوده ، بدانیم چگونه می توانیم بهتر کار کنیم تا مردم پذیرای فکر و اندیشه ما باشند.
شکست اول پیروزی است. ما هر چه در چنته داشتیم عیان کردیم ، حرفی نبود که نگفته باشیم و راهی نبود که نرفتیم. ما در مسابقه محدود انتخابات شکست خوردیم ولی زحمت کشیدیم و به همان مقدار نتیجه گرفتیم.
درست یا اشتباه مردم به کسانی رای دادند که رقیب ما بودند. بنابراین نباید جلوی خواست مردم ایستاد.
اگر تا دیروز شعار می دادیم عقل جمعی و یا همان خرد جمعی اشتباه نمی کند این را در عمل نیز نشان بدهیم از فردا کارمان لج و لجبازی نباشد ، کاری که محافظه کاران کردند و همه چوبش را خوردند ما دیگر نکینم ، قهر کردن و کنج خانه نشست بدرد بچه هایی می خورد که از روی هوا و هوس دور یک کاندیدها جمع شده بودند ، اگر ما به کارهای خودمان اعتقاد کامل داریم و برای آزادی ایران و ایرانی گرد معین دست در دست هم دادیم تا راهی بهتر و کم هزینه تری را بر گزینیم نباید به این آسودگی و مانند انسانهای کم تحمل میدان را خالی کنیم.
 دوم خردادیها و امثال معین جایی در این حکومت دارند و می توانند باز هم به پستهای دگر برسند ولی بهتر است بار دیگر و برای دومین بار گوشه کتابخانه را با کوچه های پر از مردم فقیر  ترکیب کنند تا بهتر به نتیجه برسند.
بهتر از مدتی به این فکر کنند که چرا باید تمام کارها را یکی انجام دهد؟ چرا باید یک نفر هم مقاله نویس سیاسی باشد و هم کار اقتصادی را بصورت کلان دنبال کند؟ چرا باید  رفتار کارمندان دولت با مردم دست نخورده باقی بماند؟ چرا باید شعار دگر خواهی داد ولی به بدترین شکل صدای مخالف خود را خفه کرد؟ بگذریم که از این اشکالات کوچک و بزرگ در کارنامه جمع کثیری از ما زیاد وجود دارد.
هر انتخاباتی یک برنده دارد و یک بازنده. هیچ کدام از برنده ها و بازنده ها هم همیشه برنده نیستند ، در یک مرحله برد با آنهاست و در مراحل دیگر نه.
امر برد و باخت کاملا نسبی است پس زیاد دندان قروچه نروید (!)، خیلی نارحت نباشیم از اینکه معین استحقاق برگ رای های بیشتری را داشت ولی بخت با او یار نبود.
بعضی از دوستان از همین الان بحث تقلب را مطرح کردند. گیریم ۲۰۰ هزار رای به حساب این و یا آن کاندید ریخته شده باشد با این احوال هیچ تغییری در رده بندی فعلی نمی کند. خواهی نخواهی معین در رده پنجم ایستاده و ما راهی نداریم مگر آنکه با چشمی باز مسائل را دنبال کنیم ، خودمان را فریب ندهیم وگرنه با کله و با دست خود تن خویشتن  را به اعماق چاهی تاریک می اندازیم!
مگر تعداد کل نیروی بسیج در کشور چقدر است. درست است که انها هزار مرتبه از ما بهتر سازماندهی می شوند ولی تعداشان بی نهایت کم است و آنقدری نیستند که کفه آرای ریخته شده به صندوقها را به نفع این یا آن کاندید سنگین کنند.
بچه های اطراف معین تا جایی که می توانستند تلاش کردند، پوستر چسباندند ، وبلاگ نوشتند ، فحش خوردند ، ساعتها با مردم بحث کردند تا آنها را مجاب کنند به معین رای دهند  و هر کاری که از دستشان برمی آمد انجام دادند مگر آنکه محبوب شان به مرحله دوم برود ولی نشد ، قرار هم نبود معین به مرحله دوم برود و یا اینکه در مرحله اول ۵۰ درصد رای مردم ایران را بدست آورد!
 من خودم به معین رای دادم و افتخار می کنم ولی دغدغه های من با مردم کوچه و خیابان با همسایه دیوار به دیوارمان خیلی فرق می کند ، همه یک جور نیستند ، قرار نیست همه ملت دلشان برای میثاق حقوق بشر لک بزند ، قرار نیست مردم بدنبال تکثر باشند و بحثهای ذهنی روشنفکران دینی و غیر دینی را دنبال کنند.
مردم نان وسط سفره را نگاه می کنند. اگر چند روزی نان یکی از همین روشنفکران را قطع کنید دیگر خبری از مقاله های آتشین نیست ، دیگر حال تحلیل قدرت در ایران امروز را ندارد ، می گردد بدنبال لقمه نانی تا سر سفره بیاورد و جلوی روی بچه هایش شرمنده نباشد.
در همین جا از تمامی بچه های ستاد معین در تمامی  شهرها و شهرستانهای مختلف تشکر می کنم و دست کلیه دوستان را به گرمی می فشارم و از آنها و مخصوصا خودم می خواهم فروتنی پیشه کنیم.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 

شمارگان: 908054


عناوین آخرین یادداشت های وبلاگ
روزی و روزگاری یک دیکتاتوری سرکار بود؛ مانند دیکتاتورهای دیگر بادی در سر داشت فراوان و زیاد؛ مردم صدای خود را کمی بلند کردن تا او بشنود و راهی دیگر برود؛ گویا این دیکتاتور همچنان گوش هایش سنگین است و یا چنین می خواهد که صدای حق کسی را نشوند. اما تاریخ می گوید: مرگ دیکتاتورها فرا می رسد!
شناسنامه کامل من...
 
ایران امروز